غزل قهوه
باید که سرکشید...
عنوان مجموعه غزل : راه را برداشت
حسن پاکزاد
ناشر: سوره مهر
و
مجموعه شعر جوان زنجان
ناشر: سخن گسترمشهد
گردآوری: حسن پاکزاد
و بخوانید بقیه توضیحات رو در این آدرس :http://hasanpakzad.blogfa.com/
نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت
9:58 توسط mehripakdel|
مي شد
صندلي جلو نشسته باشي
شيشه ها جلوي پايشان را نبينند
فكر كنند خيابان است
سينه اي كه از آن رد مي شوند
مي شد
صندلي عقب نشسته باشي
چند نفر در تو مشغول باشند
يكي دست هايش را بتكاند
براي عيد هايي كه با /بي تو خواهد امد
يكي دوربين حرفه اي اش
دره ها را دودره كندبراي چشم هاي بي ذوق
ويكي كلمات را زجر بكشد
به هواي تولد يك شعر
اين اتوبوس
در هر حال
به مرگي طبيعي نخواهد مرد.
وبخوانید همین شعر را در نشریه ادبی "حوا "
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت
15:13 توسط mehripakdel|
آخرين مطالب
| Design By : Pichak |

